حسين قرچانلو

396

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

بلاذرى ، عبيد الله بن حبحاب ، والى افريقيه ، عبد الرحمن بن حبيب بن ابى عبيدة بن عقبه . . . را به غزاى سوس « منظور سوس اقصى » و سرزمين سياهان فرستاد ، وى به پيروزىاى كه كس مانند آن را نديده بود نايل آمد . « 1 » در 197 ق / 812 - 813 م ادريس دوم به كلى در ناحيه غرب از سوس الاقصى تا شلف دعوت عباسيان را منقطع ساخت . « 2 » ابن خرداذبه مىنويسد : سوس الاقصى پشت سوس الادنى واقع است و ميان آن دو بيست روز و اندكى فاصله است . « 3 » يعقوبى در اواخر قرن سوم هجرى در وصف سوس اقصى و شهرهاى آن مىنويسد : [ در اين ناحيه ] شهرى است كه به آن تامدلت گويند ، سپس به شهرى كه به آن سوس گفته مىشود و همان سوس اقصى است كه بنى عبد الله بن ادريس بن ادريس در آن منزل گزيده‌اند و اهالى آن مردمى به هم آميخته از طوايف بربر و بيشترشان از قبيلهء بنى مداسه‌اند . از سوس اقصى به ناحيه‌اى كه اغمات گفته مىشود ، مىروند . . . و از اغمات به ماسّه ( كه از شهرهاى سوس اقصى است ) و نزديك دريا واقع است ، مىروند . مسجدى دارد كه به « مسجد رسول » معروف است . در ماسه نگهبانى مرزى بر ساحل دريا واقع است و كشتيها در كنار مسجد ( شهر ) پهلو مىگيرند و از آنجا سوار كشتى شده تا چين مىروند . « 4 » اصطخرى در نيمهء اول قرن چهارم هجرى مىنويسد : سوس اقصى ولايتى عظيم است ، پرنعمت ، قومى ( از ) بربريان آنجا باشند . « 5 » به نوشتهء ابن حوقل ، در همه مغرب شهرى پرخيرتر و پربركت‌تر از سوس اقصى وجود ندارد كه از همه نوع بركات به فراوانى برخوردار باشد . انواع خوراكيهاى تابستانى و زمستانى از جمله اترج و گردو و بادام و خرما و نيشكر و كنجد و شاهدانه و ساير سبزيجات را داراست كه در جاى ديگر همهء اينها فراهم نمىشود . مردم آنجا دو گروهند ، مالكيان « اهل سنّت » و موسويون كه شيعه هستند و به موسى بن جعفر و فرزندانش اقتدا مىكنند . بيشتر مردم اين شهر ستمگر و خشنند و از مهربانى و نرمى كمى برخوردارند ، و مالكيها سنگدلند و با گروه حشويه پيوستهء در جنگ و ستيزند و خونريزيهاى دائم بين آنها برقرار است . در شهر مسجد

--> ( 1 ) . فتوح البلدان ؛ ص 333 - 334 و البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 51 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 17 . ( 3 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 67 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 139 . ( 5 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 41 .